عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 3367
نویسنده : biglawyer

نمونه اظهار نامه از سوی زوج برای زوجه جهت تمکین 

 

مخاطب محترم جناب آقای / خانم 

 

با سلام 

 

احتراما ، همانطور که مستحضرید 

 

جنابعالی به استناد عقدنامه شماره تنظیمی در دفترخانه ازدواج شماره -------------  شهرستان -------------  زوجه شرعی و دائمی اینجانب می باشید .

 

اکنون از تاریخ   ----------------   الی   تاریخ --------------------  بدون داشتن دلیل موجه قانونی و همچنین کسب رضایت از اینجانب اقدام به ترک اقامتگاه نموده اید. 

 

از آنجا که معتقدم اختلافات خانوادگی صرفا با پنجه قدرت تدبیر و تأمل زوجین حل و فصل می گردد . و قهر و کشمکش بجز افزودن بر میزان تنش و کدورت فی مابین  هیچ چیز را به ارمغان 

 

نمی آورد لذا از شما میخواهم  تا ضمن بازگشت به منزل موجبات پریشانی  و تکدر خاطر شخص خود و خانواده را فراهم نیاورد .  ضمنا چنانچه به فاصله گذشت یک هفته از تاریخ رویت

 

این اظهارنامه تصمیم قطعی خود را جهت رجوع به منزل شوهر اتخاذ نمایید .  مطابق مقررات ناشزه محسوب و از پرداخت نفقه محروم خواهید شد . 

 

 

والسلام 

 

نام و نام خانوادگی 

 

امضاء ------   تاریخ 


تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 556
نویسنده : biglawyer

مقدمه 
يكي از شايع ترين اعمال حقوقي بين مردم استفاده از چك به عنوان وسيله پرداخت است. در عمل پس از مواجه دشن با مشكل عدم پرداخت وجه آن دارنده چك بلا محل مبادرت به طرح شكايت عليه صادر كننده مي كند البته در اكثر قريب به اتفاق موارد دادسرا به استناد وجود قابل استماع دانسته و با استناد به اين قانون به عنوان قانون خاص به ادعاي وي در زمينه اينكه چك به دنبال يك سلسله اعمال متقلبانه صادر گرديده كه منجر به ا ز دست دادن مال وي شده است وقعي نمي گذراد. اما از مداقه در قوانين جاري مي توان به اين نتيجه رسيد كه برخلاف رويه معمول نبايد در تمام موارد عمل صادر كننده چك بلامحل را تنها با قانون صدور چك منطبق دانست بلكه تحت شرايطي خاص و اوضاع و احوالي كه چك تحت آن شرايط صادر شده است دادسرا مي تواند به ادعاي شاكي مبني بر «كلاهبرداري» توجه نموده و از اين جهت به شكايت وي رسيدگي كند . اين معضلي است كه در مقاله حاضر سعي شده است به آن پرداخته شود.

الف-طرح مسأله

مسلم است بين جرم «صدور چك بلا محل» با جرم« كلاهبرداري» تفاوتهاي اصولي و فاحشي وجود دارد كه در اينجا به مهمترين آنها اشاره ميگردد.

1- شرايط تحقق جرم كلاهبرداري در مقايسه با جرم صدور چك بلا محل از يك طرف مطابق( قانون اصلاح موادي از قانون صدور چك مصوب تير ماه 1355 )، چنانچه صادركننده چك آن را به نحوي صادر كند كه از طرف بانك قابل پرداخت نباشد، عمل وي مستوجب مجازات است. زيرا زماني كه صادر كننده مبادرت به صدور چك مي نمايد، بايد معادل مبلغ آن در بانك محال عليه، محل به صورت نقد يا اعتبار قابل استفاده داشته باشد و نبايد تمام يا قسمتي از وجهي را كه به اعتبار آن چك صادر كرده ، به صورتي از بانك خارج نمايد ، يا دستور عدم پرداخت وجه چك را بدهد و نيز ، نبايد چك را به صورتي تنظيم نمايد كه بانك به عللي از قبيل عدم مطابقت امضاء يا قلم خوردگي در متن چك يا اختلاف درمندرجات چك وامثال آن از پرداخت وجه چك خودداري كند . از طرف ديگر برابر (( قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري ))، هر كس از راه حيله و تقلب مردم را بوجود شركتها يا تجارتخانه ها يا كارخانه ها يا مؤسسات موهوم ، يا به داشتن اموال و اختيارات واهي فريب دهد ، يا به امور غير واقع اميد وار كند ، يا از حوادث و پيش آمدهاي غير واقع بترساند و يا اسم و يا عنوان مجعول اختيار كند و به يكي از وسايل مذكور يا وسايل تقلبي ديگر وجوه و يا أموال يا اسناد يا حوالجات يا قبوض يا مفاصا حساب و أمثال آنها را تحصيل كرده و از اين راه مال ديگري را ببرد ، كلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش ، به حبس از يك تا هفت سال و پرداخت جزاي نقدي معادل مالي كه اخذ كرده است ، محكوم مي شود .

هر چند مطابق قانون ، صدور چك بدون داشتن مبلغ مندرج در آن ، يا خارج كردن وجهي كه به اعتبار آن چك صادر شده است از بانك ، يا صدور دستور عدم پرداخت وجه آن به بانك ، يا تنظيم چك به صورتي كه از نظر بانك قابل پرداخت نباشد و خصوصا صدور چك با علم به بسته بودن حساب بانكي ، در بدو امر اين تصور را به ذهن متبادر مي سازد كه اين موارد، با مواردي كه در ماده1 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري احصاء شده است تفاوتي نداشته و صدور چك بلامحل نيز داراي همان اوصاف جرم كلاهبرداري است كه بنا به عللي نسبت به آن قانون خاصي تدوين شده است ولي در عين حال بايد دانست كه با وجود تشابهات زيادي كه از اين جهات بين جرم صدور چك بلامحل با جرم كلاهبرداري كه نقشه هر دو بردن مال غير است وجود دارد، يك تفاوت عمده بين آن دو مشاهده ميشود وآن اينكه در جرم صدور چك بلامحل، صادر كننده بدون مانورهاي متقلبانه تنها إقدام به صدور چكي مي نمايد كه فاقد محل است؛اما در جرم كلاهبرداري أسباب و عوامل خارجي كه مبتني بر حيله و تقلب و اغواي ديگري ميگردد از أركان ضروري تحقق جرم مي باشد كه بدون انجام اين تمهيدات و مقدمات امكان وقوع اين جرم متصور نيست و در نتيجه ممكن است كه مالباخته در قبال از دست دادن مال خود در اثر مانور متقلبانه اي كه از ناحيه مرتكب صورت گرفته ، چك بلامحل دريافت كرده و يا اينكه اصولا چكي نگرفته باشد . حال در اين وضعيت آيا مي توانيم گفت كه به لحاظ وجود قانون صدور چك به عنوان قانون خاص در برابر قانون راجع به كلاهبرداري ، شاكي را بايد مجبور به تبعيت از قانون ناظر بر چك نمود ؟ در اين خصوص بايد گفت : هر چند كه قانون صدور چك بعنوان يك قانون خاص مطرح است ولي عقيده به اجراي مطلق آن لزوم انطباق عمل هر صادر كننده چك بلا محل با اين قانون ، توالي فاسدي به همراه دارد كه لازم است در آن تأمل وتعمق بيشتري صورت گيرد؛ از جمله اينكه به طور مثال، اگر شخصي با استفاده از تمام وسايل و إمكانات موجود و منعكس در ماده1 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري ، مال فرد يا افرادي را ببرد و در إزاي آن(چك بلامحل) صادر كند و به آنها تحويل بدهد، بنا به تعبيري كه عمل صادر كننده بايد با قانون صدور چك منطبق باشد، در اين صورت مشمول قانون راجع به كلاهبرداري نخواهد شد؛ ولي اگر در قبال همين عمل(سفته اي) به مالباخته تسليم نمايد، عملش مشمول قانون راجع به كلاهبرداري خواهد بود. بديهي است كه چنين تعبير وتفسيري مغاير با مقصود و نظر قانونگذار است؛ چرا كه هرگاه شخصي خود را داراي اختيارات خاص و اعتبار قابل توجهي معرفي كند كه بدون توسل به عناوين مذكور، خروج مال از يد مالباخته ميسر نمي گرديده و در مقابل اخذ آن مبادرت به صدور چك بلامحل نمايد، عمل وي از مصاديق(كلاهبرداري) محسوب ميگردد. زيرا، آنچه كه مورد نظر قانونگذار است همانا تمهيد مقدمات مندرج در ماده1 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري و رسيدن به نتيجه نهايي مورد نظر مجرم است؛ اعم از اينكه در مقابل مقدمه چيني هاي انجام شده كه منتهي به از دست دادن مالباخته شده مرتكب(چك) صادر كرده، يا(سفته) يا(نوشته عادي) داده ويا اينكه أصلا(سندي) به وي تسليم نكرده باشد. بدين ترتيب، ملاحظه ميگردد كه هرگاه شرايط لازم براي ارتكاب جرم كلاهبرداري محقق گردد، حتي اگر سندي هم نداشته باشد، مورد مي تواند از مصاديق كلاهبرداري محسوب گردد. حال چگونه مي توان در مورد مشابه كه شاكي، چك بلامحلي را نيز در اختيار دارد، از شكايت وي به عنوان كلاهبرداري ممانعت به عمل آورد و به استناد وجود قانون صدور چك او را صرفا به اين طريق رهنمون شد؟

2-وضعيت چكهاي بلا محل حقوقي(فاقد جنبه جزايي)

در قانون صدور چك مصوب سال1355، مواردي پيش بيني شده بود كه اگر چك تحت آن شرايط صادر مي شد، قابليت تعقيب جزايي را از دست مي داد، بخصوص در مورد وعده دار بودن چك كه به عنوان حربه اي مؤثر توسط صادر كنندگان حرفه اي عليه دارندگان اينگونه چكها مورد سوء استفاده قرار مي گرفت. بديهي است در صورتي كه شاكي مجبور به تبعيت از قانون صدور چك با وجود استحقاق وي در تعقيب قضيه به عنوان كلاهبرداري مي گرديد، چنانچه چك از نوع تضميني، وعده دار، سفيد امضاء و غيره بود ويا به هر علتي فاقد جنبه كيفري محسوب مي شد به لحاظ غير جزايي بودن چك مذكور، شاكي حربه تعقيب جزايي را به كلي از دست مي داد. حال آنكه اين مشكل در مورد امكان استناد به قانون تشديد كلاهبرداري و طرح دعوي بر اساس آن وجود ندا شت. اكنون نيز، اگر چه با اصلاح قانون صدور چك كه در سال 1372 صورت گرفت، ماده12 اين قانون حذف گرديده؛ اما در عين حال اگر وضع كساني كه قبل از تصويب قانون اصلاحي سال 1372 چكهاي بلا محل در دست دارند با قانون صدور چك مصوب 1355 تطبيق داده شود، اين مشكل همچنان در مورد آنها باقي خواهد ماند. 
3- قابل گذشت بودن جرم صدور چك بلا محل

جرم صدور چك بلا محل از جرائم قابل گذشت است؛ در حالي كه جرم كلاهبرداري غير قابل گذشت مي باشد. به اين ترتيب ممكن است متهم تحت شرايطي خاص، شاكي را اغوا كرده و يا به نوعي او را تحت فشار قرار دهد و خلاصه به هر وسيله اي كه شده موفق به اخذ رضايت شاكي براي استخلاص خود گردد كه در اين صورت بر خلاف قانونگذار در مورد لزوم مجازات اشخاص كلاهبردار به عنوان جرم عمومي، علي رغم ارتكاب جرم كلاهبرداري با قرار دادن خود در زير چتر قانون مربوط به صدور چك، عملا از مجازات مصون خواهد ماند.

4- تفاوت مجازات چك بلا محل با كلاهبرداري

ميزان مجازات در جرم چك بلا محل به مراتب كمتر از مجازات معينه در جرم كلاهبرداري است. به طوري كه مجازات صدور چك بلا محل از شش ماه تا دو سال حبس و پرداخت جريمه به ميزان يك چهارم وجه چك يا كسر موجودي مي باشد؛ در صورتي كه مجازات كلاهبرداري از يك تا هفت سال حبس و پرداخت جزاي نقدي معادل مالي كه اخذ شده، مي باشد . ذكر مثالي در اين خصوص موضوع را روشن تر مي گرداند: در فرضي كه شخصي به دنبال ارتكاب اعمال متقلبانه؛ يك ميليون ريال مال ديگري را برده و در إزاء آن چك بلا محلي به وي تسليم نموده باشد، در صورت تطبيق عمل وي با قانون صدور چك و به فرض محكوميت وي به جرم صدور چك بلا محل ، حداكثر به دو سال حبس و پرداخت دويست و پنجاه هزار ريال جريمه محكوم خواهد شد و در صورت تقديم دادخواست ضرر و زيان از جانب شاكي، صادر كننده به پرداخت مبلغ يك ميليون ريال در حق وي نيز محكوميت پيدا خواهد كرد. ولي در صورتي كه مساله قانون تشديد مجازات كلاهبرداري انطباق داده شود،متهم به حداكثر 7 سال حبس و پرداخت يك ميليون ريال به عنوان جزاي نقدي، و يك ميليون ريال به عنوان جبران ضرر و زيان مدعي خصوصي محكوم خواهد شد. البته تقاضاي اجراي ماده139 قانون تعزيرات (بازداشت تا يوم الادا) از دادگاه كيفري، هم در مورد چك بلا محل و هم در مورد جرم كلاهبرداري امكان پذير است. لذا، با مقايسه عواقبي كه مرتكبين اين دو جرم بايد متحمل گردند (بخصوص در مورد مبالغ هنگفت)، به خوبي آشكار مي گردد كه محروم نمودن شاكي از توسل به شكايت مبني بر كلاهبرداري در صورت استحقاق نام برده براي استفاده از آن تا چه اندازه به حقوق مسلم وي در راه رسيدن به مال از دست رفته اش، لطمه وارد خواهد آورد.

ب- اظهار نظر شوراي نگهبان در مورد چك بلا محل

در مقابل طرح اين سئوال كه از طرف دادسراي عمومي تهران با اين مضمون صورت گرفت: ((صدور چك بلا محل برابر مقررات قانون چك جرم و قابل تعقيب كيفري است و حتي به موجب قوانين سابق صادر كننده به عنوان كلاهبردار تحت تعقيب قرار مي گرفته است. اكنون با توجه به اينكه عده اي با توسل به اين وسيله ديگران را مغرور و از آنان كلاهبرداري مي نمايند و يا حداقل با عدم پرداخت دين خود در راس موعد، موجبات تضرر دائن را فراهم مي آورند و چنانچه مورد تعقيب جزايي قرار نگيرند امكان وصول طلب متعسر و در بعضي موارد محال مي نمايد بناء علي هذا تعقيب كيفري صادر كننده چك بلا محل از نقطه نظر شرعي مانعي دارد يا خير؟ و چنانچه پاسخ منفي است، در صورتي كه احراز گردد چك صادره بي تاريخ يا وعده دار ويا تضميني و مشروط بوده در اينگونه موارد نيز مي توان صادر كننده را تعقيب جزايي نمود يا خير؟ و نيز، در صورت شمول مرور زمان وضع به چه صورت خواهد بود؟)) 
شوراي نگهبان در تاريخ 9/12/1361 چنين إظهار نظر نموده است؛ ((…اصدار چك بلا محل كه عرفا كلاهبرداري و فريب طرف شمرده مي شود، به وسيله حاكم شرع قابل كيفر وتعزير است.)) 
نظر شوراي نگهبان به صورت مذكور، به دليل اينكه اصدار چك بلا محل را در تمام موارد و به طور مطلق كلاهبرداري تلقي كرده و محلي براي اجراي قانون صدور چك باقي نگذاشته بود، اشكال موجود را مرتفع نكرد و در عمل تمايل دادسرا به اجراي قانون صدور چك بلا محل بيشنر شد . قبول اين رويه به نحو علي الإطلاق نيز، بنا به دلايلي كه ذكر شد ، خالي از اشكال نيست.

ج- وضع شركاء و معاونين جرم

چنانچه مساله صدور چك بلا محل از ديد قانون صدور چك مورد توجه قرار گيرد، در صورت فرار مجرم اصلي، شركاء و معاونين وي نيز مصون از تعقيب خواهند بود. زيرا در جرم صدور چك بلا محل ، وجود شريك يا معاون متصور نيست، در حالي كه عموما ودر اغلب موارد، كلاهبرداري با مساعدت مؤثر افراد ديگري كه به نحوي با مرتكب همكاري داشته اند، صورت مي گيرد. به طوري كه، بدون ياري آنها قادر به اجراي نقشه مجرمانه خود نمي باشد. ولي در خاتمه كار با صدور چك بلا محل، تنها يك نفر در جلوي صحنه باقي مانده و بقيه مصون از تعرض مي مانند. در نتيجه، خود وي نيز يا متواري شده ويا تنها به تحمل مجازات صدور چك بلا محل تن در مي- دهد. اين حقيقت تأسف انگيز، تنها از اين طرز تفكر ناشي مي شود كه تا قانون صدور چك وجود دارد، فقط بايد اين قانون را در مورد صادر كننده چك بلا محل به إجراء درآورد، و هر زمان كه قانون مذكور منسوخ گردد، قانون راجع به كلاهبرداري در خصوص اينگونه افراد امكان قدرت نمايي پيدا خواهد كرد و به تبع آن شركاء و معاونين مجرم تحت تعقيب قرار خواهند گرفت و حال آنكه اين طرز تلقي از قوانين ناظر بر مساله مورد بحث، با منطق حقوقي و مقصود قانونگذار و مصلحت جامعه انطباق ندارد و تنها نتيجه آن باز گذاشتن راه براي ورود افرادي است كه تك تك و به نوبت وارد صحنه شده و با دستياري يكديگر خود را داراي سابقه تجاري و محل كسب پر رونق معرفي كرده و با إلقاء اينكه محل تجاري و سرمايه موجود در آن متعلق به خود آنها مي- باشد؛ وجوه نقد و يا كالاي افراد را از دست آنها خارج كرده و به نوبت و چه بسا در محله هاي ديگر و يا حتي در شهرهاي ديگر به عمليات بردن مال افراد ادامه داده و در موقع حساب و كتاب و گرفتاري، مدعي شوند كه محلهاي تجاري كه آنها در آنجا به كسب و كار و دريافت وجوه و پرداخت چكهاي بلا محل اشتغال داشته اند، متعلق به ديگري است و سمت آنها در آن مكانها چيزي جز مدير داخلي، حسابدار و اين قبيل مشاغل نبوده است!

د- فعل واحد داراي عناوين متعدده جرم

مطابق ماده46 قانون مجازات اسلامي مصوب 1370 : ((در جرائم قابل تعزير، هرگاه فعل واحد داراي عناوين متعدده جرم باشد، مجازات جرمي داده مي شود كه مجازات آن اشد است.)) با توجه به ماده مذكور مي توان بر اين عقيده بود كه در مواردي كه چك بلا محل به دنبال يك سلسله اعمال متقلبانه و به منظور بردن مال غير صادر شده كه بالمآل عمل صادر كننده چك را از مصاديق قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري قرار مي دهد، عمل صادر كننده حكم فعل واحدي را دارد كه داراي عناوين متعدده جرم بوده و مطابق مدلول ماده فوق مي بايست مجازات كلاهبرداري كه مجازات بيشتري را پيش بيني نموده است براي آن در نظر گرفته شود.

نتيجه 
از مطالب فوق نتايج زير حاصل مي گردد:

1- با در نظر گرفتن قانون صدور چك و قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري ، در واقع نه مي توان گفت كه صدور چك بلا محل مطلقا و هميشه كلاهبرداري است و نه بايد بر اين عقيده بود كه به لحاظ وجود قانون صدور چك (به عنوان قانون خاص) در تمام موارد موضوع با اين قانون قابل تطبيق است. بلكه در واقع، بسته به عوامل و شرايطي كه منتهى به صدور چك بلا محل گرديده است؛ چنانچه اعمال ارتكابي با تعريف و توصيفي كه قانون از كلاهبرداري نموده است انطباق داشته باشد، بايد موضوع را مشمول عنوان كلاهبرداري دانست و در غير اين صورت، مساله با قانون صدور چك منطبق خواهد بود.

2- در موردي كه پس از يك سلسله اعمال متقلبانه ، متهم مالي را از شاكي برده و در إزاي آن چك بلامحلي را به وي داده است بايد بر اين عقيده بود كه چك در جهت كلاهبرداري صادر شده در دست شاكي، در حكم مستند صحت ادعاي اوست كه در اين صورت نام برده را از ارائه هر گونه دليلي اثبات از دست دادن مالش بي نياز گرداند و از اين جهت تفاوتي بين او و كسي كه در شرايط مساوي سفته يا نوشته ديگري را در دست دارد ، وجود ندارد.

3- هر چند كه در قانون صدور چك سوء نيت متهم مفروض است و مجرد صدور چكي كه فاقد محل است . بدون نياز به اثبات قصد مجرمانه و به دليل ملاحظاتي كه قانون گذار مد نظر داشته - قابل تعقيب مي باشد ، ولي ضمنا بايد گفت كه اين قانون تنها در شرايطي قابل اعمال است كه ، شخص بدون توسط به حيله و تقلب مشمول عنوان ((كلاهبرداري )) مبادرت به صورت چك بلا محل مي نمايد . اما در صورتي كه عمل ارتكابي وي با توجه قصد مجرمانه و اقدامات انجام شده ، علاوه بر داشتن عنوان ((چك بلا محل )) داراي عنوان مجرمانه ((كلاهبرداري )) نيز باشد ، نظر به داشتن وصف ((فعل واحد داراي عناوين متعدد)) و تعيين مجازات شديد تر براي جرم اخير ، با صرف نظر كردن از قانون صدور چك ، قانون تشديد مجازات مرتكبين كلاهبرداري در مورد وي قابل اعمال خواهد بود . 
4-در نهايت امر و بنا به حكم قانون ، چنانچه دارنده چك بلامحل با ذكر دلايل مدعي كلاهبردار صادر كننده چك گردد ، مرجع رسيدگي كننده ناگزير از استماع ورسيدگي به دلايل شاكي مي باشد و نبايد به استناد وجود قانون صدور چك – به عنوان قانون خاص – از تعقيب موضوع كلاهبرداري خودداري نمايد . بديهي است كه اگر شكايت شاكي به دليل فقد عناصر و ويژگيهاي لازم قابليت رسيدگي به عنوان كلاهبرداري را نداشت ، تعقيب موضوع از طريق قانون صدور چك ادامه پيدا خواهد كرد . النهايه در صورت پي گيري قضيه از طرف مشتكي عنه ، شاكي بايد در مقابل ادعاي كلاهبرداري نسبت به وي ، به اين دليل كه از عهده اثبات شكايت خود بر نيامده است ، پاسخگوي اتهام وارده به او و تحمل مسائلي كه قانونگذار تحت عنون افتراء براي حفظ حقوق افراد پيش بيني كرده است ، باشد . اين تنها تاواني است كه ممكن است شاكي در مقابل وارد كردن انهام به ديگري بپردازد ، آن هم با جمع بودن شرايطي كه ، از جهت قانوني بتوان وي را مفتري محسوب نمود.

 


 

منابع:

پاورقي : 
1.مصوب يازده آبان 1372.

2- مصوب پانزده آذر 1367.

3- مادة 12 قانون صدور چك مصوب 1355.

4- براي مطالعة بيشتر در اين زمينه رجوع كنيد به : " نقدي بر قانون اصلاحي چك مصوب آبا 1372" به قلم همين نگارنده ، مجلة دانشكدة حقوق و علوم سياسي ، دانشگاه تهران ، شماره 33،1373،صص 43-60. 
5- اين نكته لازم به ذكر است كه دادگاه مي‌تواند مجازات را از 6 ماه هم كمتر تعيين كند . 
6- بايد اضافه كرد كه بسته به مورد ،‌پرداخت جريمه‌هاي مختصر ديگري نيز پيش بيني شده است كه حائز اهميت چنداني نيستند . ر.ك. ماده 12 قانون اصلاح موادي از قانون صدور چك . 
7- نكتة قابل توجه اين است كه در تعيين مجازات كلاهبرداري ، دادگاه نمي‌تواند حبس را از يكسال كمتر تعيين كند .

8- ديوان عالي كشور در خصوص اجرا يا عدم اجراي مادة 139 قانون تعزيرات در مورد چك بلامحل ضمن اظهارنظر مبني بر اجراي مادة مذكور در مورد چك بلامحل چون به صورت مبهمي قضيه را پاسخ گفته است موجب حدوث اختلاف نظر بين محاكم جزايي ، در بر داشت از رأي مذكور شده است . (رأي وحدت روية شماره 577 مورخ 21/7/1371).

 

 


تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 489
نویسنده : biglawyer

نخست بايد دانست كه نظام حقوقى ‏هر مكتبی ‏را يك بار با نگاه به مجموعه قوانين آن درچارچوب تعريف شده بايد بررسى‏ كرد و يك بار در مقايسه با نظام هاى ‏حقوقى ‏ديگر و امتياز دهى ‏به برترين ها.

شايد در نگاه اول بتوان به آسانى ‏اثبات كرد كه نظام حقوقى ‏اسلام داراى انسجام است؛ به طور مثال همان طور كه اسلام پرداخت نفقه و هزينه‏ هاى زندگى ‏را بر مرد واجب كرده است، ارث و ديه او را نيز دو برابر تعيين كرده است تا موازنه برقرار شود و در حقيقت وقتى ديه مرد و ارث او دو برابر باشد، در واقع تأمين هزينه زن و فرزند بيشتر شده است.

در يك نظام حقوقی ‏كه تأمين هزينه خانواده به طور مساوى بر عهده زن و مرد می ‏باشد، چه بسا حكم ديه نيز به طور مساوى ‏اعلام شود.

در نگاه دوم كه تحليل و مقايسه نظام هاى ‏حقوقى ‏و امتياز دهى ‏به برترين‏ها می ‏باشد، چه بسا بتوان برترى ‏نظام حقوقى ‏اسلام را از دو زاويه «پيش نگاه» و «پس نگاه» بررسى‏ كرد.

پيش نگاه ها اين است كه اين قوانين از سوى ‏خداوندى‏ است كه به مصالح همه بندگان و نظام هاى ‏اجتماعى ‏آگاه است و طبيعى ‏است كه قوانين او از استحكام، اتقان و پايدارى ‏و به دور از آسيب ها و عوارض جانبى‏ مى‏باشد و با پس نگاه نيز اگر به سستى ‏نظام خانواده در جهان غرب توجه شود و به رشد استفاده ابزارى‏از    زن توجه شود، به صلاحيت قوانين اسلام و برترى ‏آن براى‏حفظ شخصيت زن  پى خواهيم برد.

حكمت تفاوت ديه زن و مرد

با بررسى دلايل و شواهدى كه در اين مسئله وجود دارد، جاى هيچ شك و ترديدى نيست كه تفاوت ديه زن و مرد از احكام قطعى و مسلم اسلام و مورد اتفاق همه مذاهب اسلامى است؛ اما اين پرسش همچنان براى بسيارى مطرح است كه چرا شارع مقدس ديه زن را نصف ديه مرد قرار داده است؟ در پاسخ بايد گفت كه پرسش از چرايى تفاوت ديه زن و مرد، پرسش جديدى نيست و در عصر امامان معصوم‏عليهم السلام نيز اين پرسش مطرح بوده است. در روايت هايى كه از امامان معصوم‏عليهم السلام در اين زمينه سؤال شده، محور اصلى پاسخ ها را تعبد نسبت به احكام الهى و پاى بندى به سنت رسول خدا (صلى الله عليه وآله) تشكيل مى‏دهد كه اين همان روح شريعت و اساس دين دارى است و بدون آن اسلام و مسلمانى جز ظاهرى توخالى چيزى نخواهد بود.

با وجود اين، تعبد و تسليم در برابر احكام شرع، منافاتى با پى جويى از حكمت و فلسفه آنها ندارد؛ زيرا ما معتقديم كه اوامر و نواهى الهى بر مصالح و مفاسد واقعى مبتنى بوده و در همه احكام شرع، منافع بندگان و دفع ضرر از آنها لحاظ شده است.

از بررسى مجموع دلايلى كه در اين زمينه از سوى انديشمندان مختلف بيان شده است، مى‏توان به نحو اختصار به موارد ذيل اشاره نمود:

1. ارزش انسانى به بهاى بدنى نيست تا امتياز را در ديه‏ها ارزيابى كنيم. و براى ارزيابى انسان در اسلام، نبايد به سراغ ديه رفت تا ما تفاوت زن و مرد را در ديه جست‏وجو كنيم؛ بلكه بايد در آن‏جا كه سخن از ارتباط با ملك، وحى و امثال آنهاست، ارزش واقعى انسان را شناخت تا در نهايت ديد كه در آن‏جا زن نيز سهمى دارد يا نه؟ مسئله ديه صرفاً يك امر اقتصادى است و ملاك ارزيابى انسان نيست و همچنان كه در شريعت براى سگ - اگر جزء درندگان نباشد - ديه تعيين شده است، براى تن انسان نيز ديه اى قائل شده است. ديه، يك حساب فقهى است و ارتباطى با اصول مذهب ندارد. مهم ترين شخصيت هاى اسلامى با ساده ترين افراد از نظر ديه يكسان هستند. ديه مرجع تقليد، ديه يك انسان متخصص و ديه يك انسان مبتكر، با ديه يك كارگر ساده در اسلام يكى است. به دليل اين كه ديه عامل تعيين ارزش نيست و تنها يك ابزار است‏1

به بيان ديگر، ديه مالى است كه در برابر آسيبى كه به انسان وارد شده است‏ گرفته مى‏شود. مقدار آن به ارزش شخص آسيب ديده ارتباط ندارد. بنابراين، كسى نمى‏تواند بگويد چون ديه زن نصف ديه مرد است، زن نصف مرد ارزش دارد. عظمت و ارزش انسان به صفات و كسب مراتب علمى و عملى وابسته است و در اين جهت مرد و زن يكسانند. قرآن مجيد مى‏فرمايد:

«پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد (و فرمود) من عمل هيچ صاحب عملى از شما را، از مرد يا زن كه همه از يكديگرند، تباه نمى‏كنم.»2

«هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزه‏اى حيات (حقيقى) بخشيم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند، پاداش خواهيم داد.»3

«و كسانى كه كارهاى شايسته كنند، مرد باشند يا زن، در حالى كه مؤمن باشند، آنان داخل بهشت مى‏شوند و به قدر گودى پشت هسته خرمايى مورد ستم قرار نمى‏گيرند.»4

«هر كه بدى كند، جز به مانند آن كيفر نمى‏يابد و هر كه كار شايسته كند، مرد باشد يا زن، در حالى كه ايمان داشته باشد، آنان داخل بهشت مى‏شوند و در آن‏جا بى‏حساب روزى مى‏يابند.5

بنابراين، ارزش انسان به انسانيت او و نايل شدن وى به مراتب والاى قرب الهى است و در اين جهت، جنسيت نقشى ندارد؛ زن و مرد يكسانند و چه بسا زنان از استعداد بهترى برخوردار باشند.

ديه به معناى قيمت نهادن شخص و شخصيت نيست؛ بدين سبب، اگر يكى از شخصيت‏هاى بزرگ علمى يا سياسى كشور در جريان يك قتل غير عمد كشته شود، ديه‏اش با ديه كارگر ساده‏اى كه اين گونه جان باخته، برابر است و كسى نمى‏تواند بگويد چون فقدان آن شخصيت خلأ بزرگى در جامعه ايجاد مى‏كند، ديه‏اش بيشتر است؛ چنان كه قتل عمد گناهى بسيار بزرگ است و در اين زمينه زن و مرد تفاوت ندارند. قرآن كريم مى‏فرمايد: «هر كس، كسى را جز به قصاص قتل يا (به كيفر) فسادى در زمين بكشد، چنان است كه گويا همه مردم را كشته باشد.»6

2. از آن جا كه در مسائل اخلاقى هيچ امتيازى بين زن و مرد نيست و در مسئله ديه نيز جنبه خير بودن مطرح نيست، و مربوط به جنبه بدنى است، و چون مردها در مسائل اقتصادى معمولاً بيشتر از زن ها بازدهى اقتصادى دارند، ديه آنها نيز بيشتر است و اين بدان معنا نيست كه از ديد اسلام مرد ارزشمندتر از زن است؛ بلكه تنها بعد جسمانى آن دو صنف لحاظ مى‏شود.

يكى از مراجع معاصر در درس خارج فقه خود موضوع تفاوت ديه زن و مرد را مورد توجه قرار داد كه به طور مختصر به آن اشاره‏كنيم. ايشان ضمن جواب اجمالى به اين مسئله متذكر مى‏شوند كه ديه بر عكس آنچه در فارسى گفته مى‏شود، «خون بها» نيست. خون انسان بالاتر از اين است كه قيمتش اينها باشد؛ بلكه به تصريح قرآن، خون يك انسان برابر با خون همه انسان‏هاست7 ديه، جنبه مجازات دارد - تا شخص حواسش را جمع كند و ديگر از اين اشتباهات نكند و هم جبران خسارت اقتصادى است؛ يعنى مردى يا زنى در اين خانواده از ميان رفته است و جاى او خالى است و اين خلأ، خسارت اقتصادى به آن خانواده وارد مى‏كند. براى پر كردن اين خسارت اقتصادى، ديه داده مى‏شود8

3. در يك جامعه مطلوب دينى كه اسلام در پى تحقق آن است، اغلب فعاليت هاى اقتصادى بر دوش مرد گذاشته شده و مهم ترين وظيفه زن، اداره كانون بنيادى ترين هسته تشكيل جامعه، يعنى خانواده است. بدين ترتيب آثارى كه از نظر اقتصادى بر وجود يك مرد مترتب مى‏شود، اغلب بيش از يك زن است و از اين رو است كه تحصيل نفقه نيز بر عهده مرد گذاشته شده و بر او واجب است. بر اين اساس، فقدان يك مرد از صحنه خانواده و اجتماع، از نظر اقتصادى آثار زيان بارترى بر جاى مى‏گذارد تا فقدان يك زن. بنابراين عدالت اقتضا مى‏كند كه به هنگام ضرر اقتصادى حاصل از فقدان يك مرد از محيط خانواده و اجتماع، به عامل مولد بودن او از حيث اقتصادى توجه شود و بين ديه او و ديه يك زن فرق گذاشته شود به بيان ديگر در حقوق اسلامى وظايفى خاص بر عهده زن و مرد نهاده شده است كه تخلف‏ناپذير است؛ براى مثال نفقه و خرج همسر، تهيه مسكن، خوراك، لباس و پرداخت مهريه بر عهده مرد گذاشته شده است. اگر زنى خود از منبع اقتصادى مستقل و موقعيت شغلى عالى برخوردار باشد، اشكال ندارد؛ ولى از نظر شرع، وظيفه پرداخت مخارج خانه و هزينه مسكن به عهده او نيست و شوهر نمى‏تواند وى را به پرداخت كمك هزينه خانه و زندگى مجبور سازد؛ البتّه اگر زن با رضايت خاطر و تمايل درونى، شوهر را در اداره بهتر خانه يارى دهد، مسئله‏اى ديگر است؛ ولى اين وظيفه شرعاً بر عهده مرد نهاده شده است.

4. علاوه بر آنچه گذشت، بايد توجه داشت؛ باوجودى كه ديه زن نصف ديه مرد است، زن‏ها بيشتر انتفاع مى‏برند؛ زيرا به طور معمول ديه زن به شوهر و بچه‏ها پرداخت مى‏شود و ديه مرد به زن و بچه‏هايش مى‏رسد و چون با از بين رفتن مرد، زن بيشتر صدمه مى‏بيند، لذا ديه مرد را بيشتر كرده‏اند تا مقدارى از فشارى كه در نتيجه از دست رفتن مرد، متوجه زن مى‏شود، جبران گردد.

 


 

منابع :

 

1- آيت الله جوادي آملي – زن در آينه جمال وجلال  صفحه 418

2- سوره آل عمران آيه 195

3- سوره النحل  آيه 97

4- سوره النسا  آيه 124

5- سوره غافر  آيه 40

6- سوره مائده  آيه 32

7- آيت الله مكارم شيرازي روزنامه آمزشي پژوهشي فيضيه شماره 18

8 – شفعيي سربستاني  -  قانون ديات ومقتضيات زمان   -   دفتر اول


تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 492
نویسنده : biglawyer

چكيده:

متن:

قصاص زن و مرد

الف) قصاص نفس

ب) قصاص عضو

ديه مرد و زن

الف) ديه نفس

ب) ديه عضو

دلايل برابرى زن و مرد در ديه و قصاص

الف) عدالت خداوند متعال

ب) برابرى همه انسان‏ها با يكديگر

ج) صراحت آيات قصاص

د) حيات بودن قصاص

ه) خوددارى اطلاق آيات قصاص از تقييد

و) روايات مخالف با روايات مشهور

ز) ضعف اجماع

قانون و زنان سرپرست خانوار

پيشنهاد حقوقی

اشاره

پاورقي

 

چكيده: مطابق نظريه فقهاى شيعه، مرد و زن در مقابل يكديگر قصاص مى‏شوند؛ ليكن قصاص نفس مرد در برابر نفس زن، مشروط به پرداخت نصف ديه مرد است. اما زن و مرد در قصاص عضو، تا رسيدن ديه عضو به ثلث ديه كامل، با يكديگر برابرند و پس از آن، قصاص عضو مرد در برابر عضو زن، مشروط به پرداخت نصف ديه عضو مرد است. ديه نفس زن نيز نصف ديه نفس مرد است؛ ليكن مرد و زن در ديه عضو تا رسيدن آن به ثلث ديه كامل با يكديگر مساوى‏اند و پس از آن، ديه عضو زن به نصف ديه عضو مرد كاهش مى‏يابد. در اين بررسى معلوم مى‏شود كه تفاوت بين زن و مرد در قصاص و ديه، از احكام ثابت اسلام است و لذا قابل تغيير نيست؛ اگرچه حكومت اسلامى در مقابل زنان سرپرست خانوار مكلف به جبران خسارت مى‏باشد. بدين جهت، فلسفه اين تفاوت را بايد در كليت نظام حقوقى اسلام جست‏وجو نمود. مسلم است كه اين حكم تبعيض بين زن و مرد، به لحاظ جنسيت و كم‏ارزش دانستن جان و حق حيات زن يا ترويج خشونت بر ضد وى نيست.

متن:

بحث پيرامون تفاوت بين زن و مرد در برخى مقررات اسلامى از جمله قصاص و ديه، سابقه‏اى طولانى دارد ليكن در قرن اخير ابعاد وسيع‏تر و جدى‏ترى پيدا كرده است. گاه سخن از بازخوانى مجدد منابع احكام براى استنباط حكمى تازه در اين‏باره است و زمانى بحث از نقش و تأثير زمان و مكان در اين مسئله يا كم‏ارزش شمرده شدن جان و حق حيات زن در قانون قصاص و ديه و ارتباط اين قانون با ترويج خشونت بر ضد زنان است.

قصاص زن و مرد

الف) قصاص نفس

فقهاى شيعه(1) به اتفاق بر اين باور هستند كه زن و مرد مسلمان در برابر يكديگر قصاص مى‏شوند؛ ليكن قصاص مرد در برابر زن مشروط به پرداخت «فاضل ديه» يعنى نصف ديه مرد به اولياى دم زن است. روايات معتبر و متعددى بر نظريه مذكور دلالت دارد كه مورد استناد فقهاى شيعه قرار گرفته است.

ب) قصاص عضو

مطابق نظريه فقهاى شيعه،(2) زن و مرد در قصاص عضو با يكديگر برابر هستند، تا آنجا كه ديه عضو به ثلث ديه كامل برسد. در آن صورت، قصاص عضو مرد در مقابل عضو زن، مشروط به پرداخت نصف ديه عضو مرد از سوى زن به مرد است. مستند اين نظريه، روايات(3) معتبرى است.

ديه مرد و زن

الف) ديه نفس

از قوانين مورد اتفاق بين فقهاى شيعه(4) و اهل سنت(5)، مقدار ديه مرد و زن است؛ به گونه‏اى كه تاكنون هيچ مخالفى در ميان انديشمندان شيعه، نداشته است و در ميان علماى اهل سنت نيز مخالف قابل توجهى وجود ندارد. همگان بر اين عقيده هستند كه ديه كامل تعيين شده در فقه جزايى اسلام، براى نفسِ مرد است و ديه نفس زن نصف آن است. فقهاى شيعه در اين‏باره به روايات معتبرى استناد كرده‏اند.

ب) ديه عضو

فقهاى شيعه(6) درباره ديه عضو معتقدند كه ديه عضو مرد و زن با يكديگر برابر است تا آن‏گاه كه ديه عضو مصدوم به ثلث ديه كامل برسد و در آن صورت ديه عضو زن به نصف ديه عضو مرد كاهش مى‏يابد. مستند اين نظريه روايات معتبرى است.

دلايل برابرى زن و مرد در ديه و قصاص

آنچه درباره قصاص و ديه نفس و عضو زن و مرد بيان شد، مورد اتفاق فقهاى شيعه است. البته برخى از فقها در سال‏هاى اخير درباره برابرى زن و مرد در قصاص و ديه نفس و عضو، نظريه‏هايى ارائه نموده‏اند و در اينجا به بيان دلايل اين نظريه و نقد و بررسى آن پرداخته مى‏شود:

الف) عدالت خداوند متعال

از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه سخنان و احكام خدا، حق و عادلانه است و در تكوين و تشريع نسبت به بندگان ظلم نكرده است.(7) «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِى وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ؛ (8) كلام پروردگار تو با صدق و عدل به حد تمام رسيد». «إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَـصِلِينَ ؛ (9) حكم و فرمان تنها از آن خداست؛ حق را از باطل جدا مى‏كند و او بهترين جدا كننده (حق از باطل) است». «وَ مَا رَبُّكَ بِظَـلَّـمٍ لِّلْعَبِيدِ ؛ (10) پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمى‏كند».

تفاوت بين زن و مرد در قصاص و ديه و الزام اولياى زن به پرداخت نصف ديه مرد هنگام قصاص مرد در برابر زن، بدون مشروط كردن قصاص زن در برابر مرد به چنين شرطى، از نظر عرف، ظلم و مخالف حق و عدالت است و خداوند نه تنها چنين سخنى نمى‏گويد، بلكه اين‏گونه حكم نمى‏كند. بنابراين زن و مرد در حقيقتِ انسانى و حقوق اجتماعى و اقتصادى از جمله قصاص و ديه با يكديگر مساوى‏اند و رواياتى كه بين آنها در قصاص و ديه تفاوت مى‏گذارد، مخالف كتاب است و اين‏گونه روايات را طبق «اخبار رد» (11) بايد كنار گذاشت.(12)

نقد و بررسى

كبراى اين استدلال صحيح است و شكى نيست كه كلام و احكام الاهى مطابق با حق و عدل است؛ ليكن اشكال در صغراى استدلال است. زيرا معلوم نيست كه تفاوت بين زن و مرد در قصاص و ديه، مصداق باطل و ظلم باشد؛ بلكه با توجه به نظام جامع حقوقى اسلام، اين تفاوت عين حق و عدل ارزيابى مى‏گردد. عمده فعاليت‏ها و وظايف اقتصادى خانواده در اسلام، وظيفه مرد شمرده شده است. نقش اقتصادى مرد در خانواده و جامعه به گونه‏اى ترسيم شده است كه در صورت فقدان يا آسيب ديدن يك مرد، ضرر و زيان مادى زيادى به خانواده مى‏رسد. طبيعى است كه ديه مرد در چنين نظامى بيش از ديه زن ارزيابى و تعيين گردد و اين تفاوت، ايجاد نوعى توازن بين حقوق و وظايف مرد در نظام حقوقى اسلام و مطابق حق و عدالت است.

علاوه بر اين اگر حقوق زن و مرد جدا از ساير اجزاى نظام حقوقى اسلام ارزيابى شود، بايد هرگونه تفاوت بين زن و مرد، ناحق و مخالف عدل، بلكه مصداق ظلم دانسته شود، حتى تفاوت‏هايى كه در قرآن كريم به آن تصريح شده است، مانند ارث زن و مرد و در اين حال بايد پذيرفت كه كلام خداوند در درون خود دچار تناقض است.

ب) برابرى همه انسان‏ها با يكديگر

انسان‏ها در آيات و روايات، اعم از زن و مرد، بزرگ و كوچك، سفيد و سياه و عرب و غيرعرب، با هم در حقيقتِ انسانى برابرند و هيچ‏يك بر ديگرى برترى ندارند. «يَـآأَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَ حِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَآءً؛(13) اى مردم از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد. همان كسى‏كه همه شما را از يك انسان آفريد و همسر وى را (نيز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت». عموم كلمه «اتقوا» در آيه به جهت حذف متعلق، ظهور در خوددارى از هر نوع ستم در سياست، اقتصاد، شخصيت اجتماعى و قانون‏گذارى دارد. ازاين‏رو مردم بايد از قوانينى كه در نظر عرف و عقلا ظالمانه است دورى گزينند و در اين صورت خداوند سزاوارتر است كه در تشريع از اجحاف بپرهيزد و در حقوق انسانى و اجتماعى بين انسان‏ها تبعيض قائل نشود. پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «الناس سواء كأسنان المشط؛ (14) مردم بسان دندانه‏هاى شانه با يكديگر برابرند». با وجود اين قبيل آيات و روايات، كه در قرآن و منابع روايى فراوان است، شكى باقى نمى‏ماند كه تفاوت بين زن و مرد در قصاص و ديه از نظر كتاب و سنت، ظلم و مردود است. ازاين‏رو اخبار مدعى تفاوت بين زن و مرد را بايد كنار گذاشت.(15) بنابراين تساوى و عدالت در تمامى حقوق بين افراد بشر از جمله زن و مرد لازم است؛ اما تساوى در حقوق غير از تشابه در آن است و تشابه در حقوق هيچ توجيه عقلى و شرعى ندارد. اگرچه ارث انسان مذكر و مؤنث مطابق تصريح قرآن، مشابه نيست، ليكن عادلانه و مساوى است و ظلمى در آن وجود ندارد. زيرا اداره امور اقتصادى خانواده در حقوق اسلام به عهده مرد است.(16)

نقد و بررسى

به اين استدلال نيز اشكالاتى وارد است. اولاً، پيام آيه «خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَ حِدَةٍ»(17) اين است كه انسان‏ها، اعم از زن و مرد، از يك نفس آفريده شده‏اند و دليلى موجود نيست كه بتوان خلقت زن و مرد از يك نفس را به معناى تشابه حقوق زن و مرد و برابرى حقوق آنها در هر مورد جزئى دانست. همچنين نمى‏توان تشابه و برابرى را در هر مورد جزئى به قصاص و ديه اختصاص داد؛ بلكه بايد به تمامى ابعاد وجودى زن و مرد تسرى داده شود. ليكن واضح است كه هيچ كس حاضر به پذيرش اين سخن و نتيجه آن نيست. زيرا با توجه به وجود ده‏ها و بلكه صدها تفاوت فيزيكى و روحى بين زن و مرد، مشكل تخصيص اكثر پيش مى‏آيد كه از نظر علم اصول، مستهجن و قبيح و از ساحت سخنورى حكيم به دور است. پس رواياتى كه قصاص مرد در برابر زن را مشروط به پرداخت نصف ديه مرد مى‏كند و ديه زن را نصف ديه مرد بيان مى‏نمايد، هيچ‏گونه تعارضى با اين قبيل آيات ندارد.(18)

ثانيا، آيا تساوى حقوق زن و مرد به اين معناست كه حقوق و وظايف زن و مرد در هر مورد جزئى، يكسان و مانند يكديگر است؛ يا اينكه حقوق و وظايف تعيين شده براى زن و مرد در نظام حقوقى اسلام، در مجموع، مساوى است. مسلما صورت دوم مورد نظر مى‏باشد. بنابراين ملاك ارزيابى، مجموع حقوق و وظايف زن و مرد در نظام حقوقى اسلام مى‏باشد كه در آن تساوى برقرار است و نمى‏توان هر مورد جزئى را به تنهايى ارزيابى و حكم به برابرى يا نابرابرى نمود. لذا صحيح نيست كه قانون قصاص و ديه زن و مرد، منفك از ساير اجزاى نظام حقوقى اسلام ارزيابى شود و تفاوت بين زن و مرد در آن مخالف برابرى حقوق زن و مرد و ظلم به زن قلمداد گردد. همچنين روايات بيان كننده اين تفاوت را بايد مخالف كتاب شمرد آنها را و كنار گذاشت. به بيان ديگر، كبراى اين استدلال كه همان عدالت خداوند متعال است صحيح مى‏باشد؛ ليكن صغراى آن مخدوش است. لذا روايات مذكور، مخالف قرآن نيست.

ج) صراحت آيات قصاص

خداوند در قرآن كريم حكم قصاص بين زن و مرد را بيان فرموده است: «وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَآ أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالاْءَنفَ بِالاْءَنفِ وَالاْءُذُنَ بِالاْءُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ؛(19) و طبق دستور اخبار رد، روايات مخالف قرآن را بايد طرد كرد و از ترتيب اثر دادن به آن خوددارى ورزيد.(20)

نقد و بررسى

اگرچه در بدو امر امكان دارد بين آيه 45 سوره مائده و روايات بيان كننده تفاوت بين زن و مرد در قصاص و ديه، تعارض ايجاد شود، ليكن با توجه به قرينه موجود بايد اخبار رد در مقام كشف از مراد جدى را، تنها بر مخالفت تباينى و عموم و خصوص من وجه در نظر گرفت. قرينه اين است كه همان معصومانى كه اصل اخبار رد را بيان فرمودند، به ضرورت فقه، عموم و اطلاق آيات قرآنى را در صدها مورد تخصيص و تقييد زده‏اند. بدين‏سان معلوم مى‏شود رواياتى كه قصاص مرد در برابر زن را مشروط به پرداخت نصف ديه مرد مى‏كند، تعارضى با آيه 45 سوره مائده ندارد و تنها اطلاق آن‏را مقيد مى‏نمايد.(21)

د) حيات بودن قصاص

خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: «وَ لَكُمْ فِى الْقِصَاصِ حَيَوةٌ يَـآأُوْلِى الاْءَلْبَـبِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ؛(22) اى صاحبان خرد، براى شما در قصاص، حيات و زندگى است. شايد شما تقوا پيشه كنيد». قصاص عبارت از رد به مثل است و رد به مثل در كشتن زن توسط مرد يعنى كشتن مرد بدون دادن چيزى به بستگان زن. بنابراين دادن نصف ديه مرد از سوى اولياى زن، زايد بر مقابله و خارج از قصاص قاتل در مقابل مقتول است و اين ظلم بر زن مقتول مى‏باشد. قرآن به طور كلى مى‏فرمايد: «قصاص موجب حيات است» و فرقى بين قصاص مرد در مقابل زن و مرد و قصاص زن در مقابل مرد و زن نمى‏گذارد.(23)

نقد و بررسى

با دقت در آيه 178 سوره بقره معلوم مى‏شود كه آنچه در قصاص موجب حيات مى‏شود، اصل تشريع قصاص است كه در قصاص مرد در برابر زن نيز وجود دارد.

ه) خوددارى اطلاق آيات قصاص از تقييد

اطلاق آيات مذكور از تقييد و استثنا دورى مى‏كنند؛ صحيح نيست گفته شود: «خداوند نسبت به بندگان ستم نمى‏كند، مگر در قصاص مرد در برابر زن».(24)

نقد و بررسى

با توجه به نقد و بررسى استدلال‏هاى گذشته معلوم مى‏شود اولاً، تفاوت بين زن و مرد در قصاص و ديه در مجموعه نظام حقوقى اسلام، ستم و ناعادلانه نيست تا بخواهد اطلاق آيات بيان كننده عدل و حق بودن كلام و احكام الاهى و تساوى بين افراد بشر را مقيد كند؛ بلكه عين حق و عدل است. ثانيا، با داشتن اطلاق آيه «أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ» از تقييد، صرف ادعاست و آنچه كه به عنوان دليل ذكر شد، مربوط به آيات ديگر بود كه پاسخ آن داده شد.

و) روايات مخالف با روايات مشهور

در مقابل رواياتى كه مستند نظريه اجتماعى فقهاست، روايات مخالفى وجود دارد: روايت صحيح ابى مريم از امام باقر عليه‏السلام درباره زنى است كه مردى را كشته بود. امام در اين رابطه فرمود: «تقتل ويؤدى وليها بقية المال؛(25) كشته مى‏شود و ولى او مابقى مال (ديه) را مى‏پردازد». روايت موثق سكونى از امام صادق عليه‏السلام : «ان امير المؤمنين عليه‏السلام قتل رجلاً بامرأة قتلها عمدا وقتل امرأة قتلت رجلاً عمدا؛(26) همانا امير مؤمنان عليه‏السلام مردى را كشت كه زنى را به عمد كشته بود و زنى را كشت كه مردى را به عمد كشته بود». روايت اسحاق‏بن‏عمار از امام صادق عليه‏السلام : «ان رجلاً قتل امرأة فلم يجعل على عليه‏السلام بينهما قصاصا والزمه الدية؛(27) مردى زنى را كشت و على عليه‏السلام بين آنها به قصاص حكم نكرد و مرد را به پرداخت ديه الزام كرد».

اگرچه مضمون اين سه روايت متفاوت است، ليكن در مخالفت با روايات مستند نظريه فقهاى شيعه در قصاص و ديه زن و مرد، متفق است. علاوه بر آن، در تعارض روايت سكونى با اين روايات، ترجيح با روايت سكونى است؛ زيرا موافق آيات قرآن است.(28)

نقد و بررسى

اول اين‏كه روايت اول و سوم اگرچه مخالف روايات مشهور اين باب است، ولى موافق روايت دوم نيز نيست. بنابراين به عنوان جواب نقضى مى‏توان مدعى شد كه اين دو روايت در مخالفت با روايت سكونى، همراه روايات مشهوراست. دوم اين‏كه روايت ابى مريم، نادر و مخالف آيه «أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ» است و فقها به آن عمل نكرده‏اند و روايت سكونى مطلق و قابل جمع با روايات مشهور است و روايت اسحاق‏بن‏عمار نيز در صورت امكان به قرينه روايات مشهور بر عدم قصاص بدون ردّ نصف ديه مرد حمل مى‏شود؛ در غير اين صورت به دليل مخالفت با روايات مشهور كنار گذاشته مى‏شود.(29) علاوه بر اين و با توجه به مباحث گذشته، روايات مشهور مخالف كتاب نيست تا روايت سكونى به دليل موافقت با كتاب بر روايات مشهور ترجيح داده شود.

ز) ضعف اجماع

اجماعى كه فقهايى از جمله صاحب جواهر و صاحب رياض ادعا كرده‏اند، با توجه به عبارت محقق اردبيلى، سست و قابل نقض است. زيرا وى در مقام استدلال بر مسئله قصاص مرد در برابر زن با پرداخت نصف ديه مرد مى‏نويسد: «كأن دليله الاجماع والأخبار» كه بيانگر عدم جزم وى به حكم معروف در اين مسئله به دليل عدم جزم به اخبارو اجماع است.(30)

نقد و بررسى

اول اين‏كه محقق اردبيلى نيز با ديگر فقهاى شيعه در اين مسئله اتحاد نظر دارد و به روايات حلبى، عبداللّه‏بن مسكان و عبداللّه‏بن‏سنان از امام صادق عليه‏السلام كه بيان شد، استناد نموده است و به نصف بودن ديه نفس زن نسبت به ديه نفس مرد نظر مى‏دهد و بر اين باور است كه قصاص مرد در برابر زن، مشروط به پرداخت نصف ديه مرد است و مدعى است كه نظريه‏اى مخالف نظريه مشهور نقل نشده است.(31) دوم اين‏كه اولين عباراتى كه از ايشان نقل شده است، در مسئله مورد بحث نيست؛ بلكه مربوط به ديه طفلى است كه يكى از والدينش مسلمان باشد يا قبل از بلوغ او مسلمان شود.(32) عبارت دوم نيز بيانگر ترديد در حكم مسئله نيست؛ همان‏طورى كه خودش ترديد نكرده است و ديگران نيز چنين برداشتى نداشته‏اند. سوم اين‏كه براى پى بردن به اجماعى بودن يا نبودن حكم اين مسئله بين فقها، لزومى ندارد كه به اين‏گونه عبارات تمسك شود؛ بلكه مى‏توان با اندكى تحقيق و تأمل در متون فقهى به پاسخ اين پرسش رسيد.

نقش زمان و مكان در قصاص و ديه

برخى بر اين باورند كه ديه از احكام امضايى اسلام و متأثر از اوضاع و احوال خاص زمان و مكان ظهور اسلام است. ازاين‏رو منافاتى ندارد كه همگام با تغييرها و تحول درخواست و اراده مردم و مطابق با اوضاع و احوال و مقتضيات زمان و مكان، در قصاص مرد در برابر زن و ميزان ديه زن تجديدنظر شود.(33)

بايد توجه داشت كه اسلام فقط آن دسته از قوانينى را كه از مبناى عقلايى و قابليت بقا بهره‏مند بود و مى‏توانست با اصلاحاتى در تسهيل و سامان دادن امور اجتماعى مردم نقش مؤثر داشته باشد، پذيرفت. قصاص و ديه از اين قبيل مقررات است؛ ازاين‏رو هيچ ملازم‏هاى بين امضايى بودن يك حكم و عدم ثبات و دوام آن وجود ندارد؛ بلكه حكم مورد امضا مانند احكام تأسيسى، مشمول حديث «حلال دين محمد تا روز قيامت حلال و حرام آن تا روز قيامت حرام است»(34) مى‏باشد؛ در غير اين صورت هيچ‏گاه چنين حكمى به طور مطلق امضا نمى‏شد.

نكته قابل توجه در اين‏باره اين است كه مقررات قصاص و ديه زن و مرد در نظام حقوق اسلامى با ديگر مقررات موجود در اين نظام ارتباط وثيق دارد و كامل كننده يكديگر هستند و تغيير برخى از اين مقررات، موجب ناهماهنگى در اين نظام حقوقى مى‏شود. زيرا در نظام حقوقى اسلام مسئوليت اقتصادى خانواده به عهده مرد است و مشروط نمودن قصاص مرد در برابر زن به پرداخت نصف ديه مرد يا تعيين ديه زن به ميزان نصف ديه مرد، در ارتباط كامل با اين مسئله است.

قانون و زنان سرپرست خانوار

به نظر مى‏رسد اگر تفاوت بين زن و مرد در قصاص و ديه به دليل مسئوليت فرد در تأمين نيازهاى اقتصادى خانواده و سرپرستى آن است، بايد درباره زنان شاغلى كه درآمد خود را در اداره زندگى مشترك هزينه مى‏كنند، به ويژه زنانى كه سرپرستى خانواده را عهده‏دار هستند، تجديدنظر نمود.

پرسشى كه به ذهن متبادر مى‏شود اين است كه وظيفه ما در مقابل واقعيات اجتماعى چيست؟ زمانى‏كه زن سرپرست خانواده‏اى توسط مردى به طور فجيع كشته مى‏شود و احساسات عمومى شديدا جريحه‏دار مى‏گردد و خانواده مقتول نيز توانايى پرداخت نصف ديه قاتل را ندارد، راه چاره كدام است. فقها بر اين نكته متفق‏اند كه بيت المال مُعدّ مصالح مسلمانان است(35) و مواردى چون اداره امور خانواده‏هاى بى‏سرپرست يا خانواده‏هايى كه سرپرست آنها ازكارافتاده است يا پرداخت فاضل ديه براى قصاص مرد در برابر زن در وضعيت مذكور، از مصالح مسلمانان و جامعه اسلامى به شمار مى‏رود. چرا كه در غير اين صورت نظم و امنيت جامعه اسلامى مختل مى‏گردد و نظام اسلامى ناكارآمد جلوه مى‏كند. ازاين‏رو حكومت اسلامى در اين‏گونه موارد وظيفه دارد با اختيارات خود، مشكل را از پيش روى جامعه بردارد و از بيت‏المال براى اداره امور خانواده‏هاى بى‏سرپرست يا داراى سرپرست ازكارافتاده و مواردى از اين قبيل هزينه كند تا زن مجبور به تحمل مشقت تأمين هزينه زندگى خانوادگى نشود يا با پرداخت فاضل ديه از بيت‏المال، زمينه اجراى قصاص مرد قاتل را فراهم سازد تا احساسات عمومى به ويژه خانواده مقتول، التيام و تسكين يابد و احيانا جلوى سوء استفاده از اين حكم شرعى گرفته شود و نظم و امنيت به جامعه بازگردد.(36)چنان‏كه تنى چند از فقيهان معاصر(37) فتوا داده‏اند كه حكومت در صورت اقتضاى مصلحت، مى‏تواند فاضل ديه زن را از بيت‏المال بپردازد تا زمينه قصاص مرد قاتل در برابر زن مقتول فراهم گردد.

پيشنهاد حقوقى

با توجه به مباحث مطرح شده در بحث قصاص مرد در برابر زن و فتواى چهارتن از مراجع فعلى مبنى بر جواز پرداخت فاضل ديه زن از بيت‏المال در صورت وجود مصلحت براى فراهم شدن زمينه قصاص، پيشنهاد مى‏گردد كه تبصره‏اى توسط قانون‏گذار ذيل ماده دويست‏ونه ق. م. ا. بدين شرح اضافه شود: «چنانچه مصلحت مقتضى قصاص قاتل باشد، ليكن ولى مقتول توان پرداخت فاضل ديه را نداشته باشد، فاضل ديه از بيت‏المال پرداخت گردد».

اشاره

1. در روايات مربوط به ديه زن و مرد، علت و فلسفه نصف بودن ديه زن در مقايسه با مرد ذكر نشده است و آنچه كه توسط انديشمندان اسلامى در اين زمينه بيان شده است، اشاره به يكى از حكمت‏هايى است كه مى‏توان براى اين حكم در نظر گرفت. به هر حال آنچه مهم است اين است كه ديه اساسا بهاى جان انسان نيست و ديه قيمت و ارزش يك انسان نيست تا كسانى اشكال كنند كه اسلام قيمت جانِ زن را نصف مرد قرار داده است؛ بلكه ديه صرفا جبران خسارت مادى است كه به شخص وارد مى‏شود و اصلاً ارتباطى به ارزش‏گذارى نسبت به شخصيت و جانِ انسان ندارد. اگر قرار بود ديه، قيمت جان انسان‏ها باشد، مى‏بايست ديه عالم و جاهل و انسان‏هاى كارآمد و مفيد با انسان‏هاى غيرمفيد، متفاوت باشد، در حالى‏كه چنين نيست.

2. يكى از دلايلى كه در دفاع از برابرى ديه زن و مرد مطرح مى‏شود، تغيير موقعيت زنان و ايفاى نقش آنان در تأمين اقتصاد خانواده است. ليكن اين سخن با اشكال اساسى مواجه است. اول آنكه مرد هم در غالب خانواده‏ها تأمين كننده اصلى نفقه خانواده است و قانون هميشه متناسب با غالب جامعه، جعل و تشريع مى‏شود. دوم آنكه در مواردى هم كه زنان در تأمين معاش خانواده ايفاى نقش مى‏كنند، باز هم وظيفه قانونى‏اى بر عهده ندارند و مرد مسئول و پاسخ‏گو در اين زمينه است؛ يعنى قانون، مرد را مشمول معاش خانواده مى‏داند.

3. از مجموع نظام حقوقى اسلام مى‏توان مى‏فهميد كه جهت‏گيرى‏هاى اسلام اساسا در راستاى آن است كه فشار تأمين معاش خانواده بر عهده زنان نباشد تا آنان به راحتى و بدون دغدغه خاطر و بدون تحمل فشار روحى و جسمى از ناحيه كار و اشتغال ــ البته به جز در موارد ضرورى كه نياز جامعه اسلامى ايجاب مى‏كند ــ به ايفاى نقش مهم مادرى و همسرى بپردازند و كانون خانواده و در نتيجه جامعه را از آثار معنوى حضور خويش بهره‏مند سازند. از همين رو سياست‏هاى كلان جامعه از سوى نظام اسلامى بايستى به گونه‏اى تنظيم گردد كه زنان ناچار نباشند براى حل مشكلات اقتصادى خانواده، فشار مضاعفى را تحمل كنند و كارآمدى آنان در خانواده كاهش يابد.

پاورقي

1. رك: الحلبى، صص 383ـ384؛ شيخ مفيد، المقنعه، ص 739؛ الطوسى، المبسوط، ج 7، ص 5 و الوسيلة، ص 431؛ الحلى، شرايع الاسلام، ج 4، ص 210 و قواعد الاحكام، ج 3، ص 594؛ العاملى، مسالك الافهام، ج 15، ص 108؛ امام خمينى، ج 2، ص 467؛ الخوئى، ج 2، صص 34ـ35؛ النجفى، ج 42، ص 82 و...

2. رك: الطوسى، مبسوط، ص 13؛ الحلى، شرايع الاسلام، ص 210؛ العاملى، مسالك الافهام، ج 15، صص 110ـ111؛ الحلى، قواعد الاحكام، ص 594؛ النجفى، ج 42، ص 344؛ امام خمينى، ص 487؛ الخوئى، ص 150 و...

3. رك: حر العاملى، صص 163ـ164، باب 1، ح 1ـ4

4. رك: الحلبى، ص 391؛ شيخ مفيد، ص 739؛ الطوسى، مبسوط، ص 148؛ الحلى، شرايع الاسلام، ص 252؛ الحلى، قواعد الاحكام، ص 668؛ العاملى، مسالك الافهام، ج 15، ص 322؛ النجفى، ج 43، ص 32؛ امام خمينى، ص 503؛ الموسوى الخوئى، ص 205 و...

5. رك: عبد القادر عوده، ج 2، ص 182 و الجزيرى، ج 5، صص 324ـ326

6. رك: شيخ مفيد، ص 764؛ الطوسى، مبسوط، ص 148؛ الحلى، شرايع الاسلام، ص 289؛ الحلى، قواعد الاحكام، 668؛ العاملى، مسالك الافهام، ج 15، صص 465و466؛ النجفى، ج 43، ص 352؛ امام خمينى، ص 537؛ موسوى الخوئى، صص 317و318 و ...

7. صانعى، صص 166ـ167

8. انعام، 6: 115

9. انعام، 6: 57

10. فصلت، 41: 46

11. اخبار رد، رواياتى است كه دستور مى‏دهد روايات مخالف قرآن را كنار بگذاريد و به آن عمل نكنيد.

12. صانعى، صص 167و180

13. نساء، 4: 1

14. مجلسى، ج 75، ص 251

15. صانعى، صص 167ـ169؛ عبادى، ش 22، ص 24 و موحد شريعت‏پناهى، ش 19، صص 53و54

16. صانعى، ص 168

17. اعراف، 7: 189

18. ظهيرى، ش 171، 172 صص 49ـ50

19. مائده، 5: 45

20. صانعى، ص 170؛ مهرپور، صص 240ـ249 و موحد شريعت‏پناهى، صص 53و54

21. ظهيرى، صص 50 ـ52

22. بقره، 2: 179

23. صانعى، ص 175 و انصارى راد، روزنامه زن، 1/7/1377، ص 9

24. صانعى ص 175

25. حر العاملى، ص 85، باب 33، ح 17

26. همان، ص 84، ح 14

27. همان، صص 84 و 85، ح 16

28. صانعى، صص 189 و 190

29. موسوى الخوئى، صص 35 و 36

30. صانعى، ص 193

31. مقدس الاردبيلى، ج 14، صص 47 و 48

32. همان، ص 313

33. مهرپور، صص 279ـ281؛ بجنوردى، روزنامه زن، 16/10/1377، ص 9؛ سعيد زاده؛ مجله زنان، ش 37، صص 37 و 38

34. حر العاملى، ج 27، ص 169، باب 12، ح 52

35. محقق كركى، ج 5، صص 139ـ240؛ محقق اردبيلى، ج 14، ص 187؛ محقق خوئى، مصباح الفقاهه، ج 1، ص 738 و...

36. مرعشى، صص 50 ـ53

37. فاضل لنكرانى و مكارم شيرازى، سؤال 59 و موسوى اردبيلى و نورى همدانى، سؤال


تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 612
نویسنده : biglawyer

دانلود کتاب استعداد تحصیلی آزمون دکترا

 

به همراه نمونه سوالات آزمون دکترا

 

 

دانلود کتاب استعداد تحصیلی آزمون دکترا

 

 

 

 

 دانلود :

 

estedad-tahsili.pdf  مگابايت  [ حجم فایل 1.69 ]

 


تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 1025
نویسنده : biglawyer

 

 

  حقوق زن و شوهر

 

  فرهنگ ازدواج مجدد

 

  حقوق قراردادهای دولتی

 

  واخواست و وصول سفته

 

شرکت‌تجاری از ایجاد تا انحلال

 

  حقوق زنان در ایران ضمن عقد ازدواج

 

  راهکارهای جلوگیری از اطاله عمدی دادرسی

 

چگونگی طرح و پیگیری دعوای فسخ قرار داد

 

  دادخواست چیست و چگونه تنظیم و تقدیم می شود؟

 

  سهم الارث «جنین» با « بزرگسالان» برابر است

 

سوالات درس آیین دادرسی مدنی آزمون وکالت ۱۳۹۱

 

  تنظیم کم دردسر قولنامه

 

  از سفته چه مي‌دانيد؟

 

  آشنایی با نیابت قضایی

 

  بايدها و نبايدهاي ضمانت

 

قاعده نفی غرر در معاملات

 

  قواعد انتقال قهري در اموال فكري

 

  الزامات نحوه تنظيم صحيح دادخواست

 

    نمونه دادخواست های اختلافات خانوادگی

 

  ضوابط قانوني استفاده از پول الکترونيک

 

  برسی تابعیت طفل طبیعی در نظام حقوقی ایران

 

شصت نکته کاربردی در نحوه تنظیم قراردادهای بیع

 

  ارکان عقد مضاربه در حقوق اسلام و حقوق مدني ايران

 

  آیا غیر از دیه سایر ضررهای ناشی از جرم باید پرداخته شود

 

حل مشکل تاخير تاديه در بانکداري بدون ربا و بررسي راهکار ...

 

  شهادت درامور مدنی و کیفری

 

  مسئولیت مدنی چگونه مسئولیتی است

 

  دردسر های چک بلا محل

 

  اعتبار قضيه محكوم بها

 

  ابعاد حقوقی فرزندخواندگی

 

وجه التزام مندرج در قرارداد

 

نمونه دادخواست اختلاف خانوادگی

 

  استرداد دعوي

 

ازدواج کودک با سرپرست 

 

تاثير متقابل عقد و قبض و تسليم

 

ورشکستگی از نظر مقررات جزائی

 

جایگاه کودکان خارج از نکاح در قانون

 

حسن نيت در اجراي قراردادها و آثار آن

 

چگونه مشکلات نقص و ابهام قوانین رفع می‌شود؟

 

  بایدها و نبایدهای حضانت کودکان در قانون حمایت خانواده

 

قانون حاكم بر حدود اختيارات مديران در شركت هاي سهامي

 

سن مسئوليت كيفري اطفال در مقررات حقوق داخلي و بين الملل

 

برسی حقوق و مسايل حقوقي كودك آزمايشگاهي در نظام حقوقي ایران 

 

تطبيق اصل آزادي قرارداد با قاعده (العقود تابعه للقصود)

 

ضمانت اجراي تخلف از شرط ترك فعل حقوقي

 

  ديات و خسارت‏هاى ناشى از صدمات بدنى

 

عسر و حرج از منظر قانون و رویه قضایی

 

تعهدآور بودن اراده يكجانبه نسبت به خود

 

  ضرورت آگاهي زنان از وكالت در طلاق

 

  فلسفه نصف بودن ارث زن چيست ؟

 

ضمان معاوضی

 

  نگاه قانون به خسارت‌های معنوی

 

  شرايط باز پس گرفتن هداياي نامزدی

 

مطالعه تطبیقی‎ حقـوق معـنوی مولـف

 

  ناآگاهی مخترعان از حقوق مادی ومعنوی

 

  نقش رویه قضایی در توسعه حقوق محیط زیست

 

  صیانت از حقوق مخترع، از ثبت تا تجاری‌سازی

 

 ابعاد حقوقی صیانت از طرح‌های صنعتی

 

  قواعد حاکم بر ثبت علامت تجاری

 

   قواعد حقوقی برای تثبیت مالکیت

 

 دامنه شمول اصل نسبی بودن قراردادها نسبت به قائم مقام ها

 

معامله وکیل به نام خود در حقوق ایران با بررسی تطبیقی

 

ارث زنان ازهمه دارايى شوهر يا بخشى از آن؟

 

 نگاه قانون به خسارت‌هاي معنوی

 

 خسارت معنوي در حقوق ايران

 

 توافق بر خسارت در قراردادها

 

  گردشگری جنسی در اينترن

   

ماهيت حقوقي وفاي به عهد

 

دعاوی مالی و غیر مالی 

 

حق حبس

 

خیارات 

 

جعاله‌

 

 

بررسی روابط مالی زوجین

 

  وصیت عقد است یا ایقاع

 

آثار قراردادها در حقوق مدنی

 

منافع ممکن الحصول و عدم النفع

 

 اهلیت در حقوق مدنی و بین الملل

 

 تفاوت فسخ نکاح با طلاق

 

مقایسه بیع و صلح

 

سفته چیست

 

اهلیت و حجر و سن رشد در قانون مدنی ایران پس از اصلاحات سال 1361

 

   آثارصحیح ، باطل و غير نافذ بودن عقد در حقوق مدنی

 

حقوق مدنی؛ چه بخوانیم؟ چگونه؟

 

تفاوت خلع ید با تصرف عدوانی

  

چکیده اصطلاحات قانون مدنی

 

    نقش اراده در اسقاط حق

 

   راهکار جلب شخص ثالث

 

    ضمان معاوضي در بيع

    

   بیمه عدم النفع 

 

    سازوکار طرح دادخواست الزام به تنظيم سند رسمي

 

   مبانی فقهی و حقوقی ماده 768 قانون مدنی

 

    برخورد دادگاه با درخواست ابطال سند رسمی

  

   بحث تطبیقی شرط بیع وقف

 

   قاعده ید (اماره تصرف)

 

  قاعده لاضرر

 

   تهاتر

 

   وصيت وارث

 

   شرایط ایجاب و قبول

 

   تحليلي بر ارث زوجه از اموال منقول

 

  تحلیل و نقد بخشنامه عندالاستطاعه بودن مهریه 

 

   حسن نيت در اجراي قراردادها و آثار آن

 

  مسئوليت مدني سبب مجمل

 

   اصل صحت چیست؟

 

   اقاله

 

   کاربرد استصحاب در حقوق مدنی

  

   تاثير متقابل عقد و قبض و تسليم

 

   سرقفلی و حق كسب و پیشه 

 

  نقد قانون چک مصوب 1382

  

  تعریف و تاریخچه سفته

 

  ورشکستگی در قوانین

 

  حقوق و مسئولیت‌های تاجر بودن

 

  تاریخ صدور چک چه تاریخی است ؟

 

  تاملی در نظام حقوقی سفته

 

  ظهرنویسی به عنوان وکالت

 

  ضامن در چک

 

  سرقفلی در حقوق ایران

 

  سرقفلی در حقوق ایران

 

  آیا ورشکسته محجور است؟

 

 قانون حاكم بر حدود اختيارات مديران در شركت های سهامی

 

  نگاهی به چگونگی ثبت یک شرکت

 

  قواعد حاكم بر تعهد تجاری در حقوق ايران

 

  ماهیت شرکت تجارتی

 

  ماهیت شرکت تجارتی

 

  مراجع عمومی تخصصی صلاحیت مراجع عمومی تخصصی (دادگاه‌های خانوادة سابق و جدید)بخش دوم

 

  مراجع عمومی تخصصی صلاحیت مراجع عمومی تخصصی (دادگاه‌های خانوادة سابق و جدید)بخش نخست

 

   وكالت در طلاق ، شیوه ای برای تعدیل حق انحلال یك جانبه عقد نكاح

 

 گذری بر حقوق خانواده ، عزل و تعیین «قیم» جدید و شرایط

 

  عندالمطالبه يا عندالاستطاعه، كدام به نفع من است؟

 

  تحلیل و نقد بخشنامه عندالاستطاعه بودن مهریه

 

    زندگى مشترك زن و مرد بدون عقدازدواج

 

  نقش داوری در دعاوی خانوادگی

 

  آیا زن می تواند قاضی باشد؟

 

   داوري زن در اسلام

 

   چرا ديه زن نصف ديه مرد است ؟

 

    اجرت‌المثل چگونه كارشناسی می شود ؟

 

  خواستگاری شرعی و قانونی چه ویژگی هایی دارد؟

 

   ديه و قصاص و تكليف حكومت و حق زنان

 

    سن ازدواج ، شرایط نکاح ، اقسام نکاح

 

  حقوق زنان زنداني در قوانين

 

 

  مطالعه تطبيقى ارث زن

 

  زن در مفاهيم بديع قرآن

 

 اسلام‌ و حقوق‌ زن 

 

   چرايى تفاوت حقوق زن و مرد

 

 

 اجبار حجاب از دیدگاه امام خمینی

 

     آفرينش زن؛ تفاوت يا تبعيض، توازن يا تساوى، اصالت‏يا تبعيت؟

 

   بررسي تطبيقي تحول حقوق زن ازديدگاه فقه اسلامي،حقوق موضوعه درجمهوري اسلامي ايران ومعاهدات بين‌المللي

 

   بررسي تطبيقي اجاره بدون مدت در حقوق مدني ايران، مصر و ف ...

 

 

 تفاوت حکم قصاص زن و مرد

 

    اسلام، زن و كنكاشي نوين

  

   طلاق، مردان و زنان

 

    آزار جنسي زنان در يك بررسي حقوقي

 

    بررسي فقهي شهادت زن در اسلام

 

   حجاب؛ حق شخصى – اجتماعى

 

   دعاوی مالی و غیرمالی

 

   سکوت در قانون

 

  بررسی ارزش شهادت زن در قوانین موضوعه ایران و مبانی فقهی ...

 

اطاله ی دادرسی- علل وعوامل اطاله دادرسی

 

  اعتبار امر مختوم در امور مدنی

 

  توقیف اموال محکوم علیه

 

   استرداد دعوی

 

   گواهى و شهادت

 

    شرایط توقیف سرقفلی

 

 شرایط شاهد در اداء شهادت

 

   مقایسه دعوای متقابل با تهاتر قهری

 

   نقش شخص ثالث در روند اجرای احکام

 

         اعتبار اسناد رسمی و عادی در دعاوی مدنی 

 

   نقش و جایگاه « قَسَم » ( سوگند ) در ادله ی اثبات دعوی د ...

 

 دلایل حذف مرحله تجدید نظر از دیوان عدالت اداری

 

   نظـام رسيدگـي به دعـواي تعديـل اجـاره بهـا

 

   چه آرایی قابلیت اعاده دادرسی ندارند؟

 

   تفسیر اشتباه و عبور از قانون

 

 


تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 7939
نویسنده : biglawyer

 

 

    فرزندکشی

 

  نقد قانون جدید مجازات اسلامی

 

  تاثیر علم قاضی در صدور رای کیفری

 

  کودکان در قانون جدید مجازات اسلامی

 

  اصل شخصی بودن مسئولیت کیفری

 

  صدور قرار تأمین خواسته در دادسرا

 

  قتل شبه عمد در قانون جدید مجازات اسلامی

 

  پرسش و پاسخ های قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲

 

  چگونگی تعیین دیه در قانون جدید مجازات اسلامی

 

  ماهیت دیه؛ و مباحث مربوط به آن ‏ـ بخش نخست

 

  ماهیت دیه؛ و مباحث مربوط به آن بخش دوم و پایانی

 

  قواعد حاکم بر سجل کیفری در قانون جدید مجازات اسلامی

 

  چگونگی رسیدگی به جرم توهین

 

  شهادت در حق‌الله و حق‌الناس

 

  مجازات سرقت وسایل نقلیه

 

  شهادت درامور مدنی و کیفری

 

  چگونگی رسیدگی به جرم کلاهبرداری

 

  آزار جنسی زنان در یک بررسی حقوقی

 

  آیا پوشید‌ن لباس زنانه مجازات است!؟

 

  گنجينه معارف امنیت و انحرافات اجتماعی

 

  سه روش طرح دعوا درباره چک بدون وجه

 

  10 نوآوری‌ در قانون جدید مجازات اسلامی

 

 خلأهای قانونی حمایت از بزه‌دیدگان نا‌توان

 

جرم سرقت در قانون جديد مجازات اسلامی

 

  نمونه دادخواست های کیفری درقالب word

 

  نگاه جرم‌شناسانه به تاثیر جنسیت در ارتکاب جرم

 

 مواردی که ديه از صندوق بيت‌المال پرداخت می‌شود

 

ارتباط فقر با قانون گریزی و شکل گیری آسیب اجتماعی

 

احکام فقهی و حقوقی حمل و جنین ناشی از زنا و وطی به شبهه

 

  آیا قاضی میتواند اجرای حذ زنا را بر اساس یک فيلم ويدئوي ...

 

قتل شبه عمد در هوای آلوده و مسئولیت رئیس‌جمهور، دولت و ...

 

صدور قرار تأمین خواسته در دادسرا

 

 واخواست و وصول سفته

 

 پرسش و پاسخ های قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲

 

دادخواست چیست و چگونه تنظیم و تقدیم می شود؟

 

قتل شبه عمد در هوای آلوده و مسئولیت رئیس‌جمهور، دولت و ...

 

ماهیت دیه؛ و مباحث مربوط به آن بخش دوم و پایانی

 

ماهیت دیه؛ و مباحث مربوط به آن ‏ـ بخش نخست

 

 اصل شخصی بودن مسئولیت کیفری

 

 قتل شبه عمد در قانون جدید مجازات اسلامی

 

 تاثیر علم قاضی در صدور رای کیفری

 

کودکان در قانون جدید مجازات اسلامی

 

نقد قانون جدید مجازات اسلامی

 

قواعد حاکم بر سجل کیفری در قانون جدید مجازات اسلامی

 

 چگونگی تعیین دیه در قانون جدید مجازات اسلامی

 

جرم سرقت در قانون جديد مجازات اسلامی

 

نگاه جرم‌شناسانه به تاثیر جنسیت در ارتکاب جرم

 

 چگونگی رسیدگی به جرم توهین

 

شهادت در حق‌الله و حق‌الناس

 

10 نوآوری‌ در قانون جدید مجازات اسلامی

 

خلأهای قانونی حمایت از بزه‌دیدگان نا‌توان

 

سه روش طرح دعوا درباره چک بدون وجه

 

مجازات سرقت وسایل نقلیه

 

چگونگی رسیدگی به جرم کلاهبرداری

 

مواردی که ديه از صندوق بيت‌المال پرداخت می‌شود

 

آیا قاضی میتواند اجرای حذ زنا را بر اساس یک فيلم ويدئوي ...

 

آزار جنسی زنان در یک بررسی حقوقی

 

آیا پوشید‌ن لباس زنانه مجازات است!؟

 

احکام فقهی و حقوقی حمل و جنین ناشی از زنا و وطی به شبهه

 

 آشنایی با نیابت قضایی

 

از سفته چه مي‌دانيد؟

 

 بايدها و نبايدهاي ضمانت

 

راهکارهای جلوگیری از اطاله عمدی دادرسی

 

حالت خطرناک

 

 

انواع قاچاق در قوانین

 

 

شروط آزادی از زندان

 

 

 كودك آزاري و انواع آن

 

 

ازدواج کودک با سرپرست 

 

 

كيفرهاي جانشين و جرمشناسي

 

 

توماس هابس و انديشه‌ی عدالت

 

 

ورشکستگی از نظر مقررات جزائی

 

 

نقدی بر خصلت عمومی حقوق کیفری

 

 

انگ‌زنی‌های مجرمانه در بزه کودکان

 

 

دفاع مشروع در برابر ماموران دولت

 

 

رابطه ارتكاب بزه با عقب ماندگي ذهني 

 

 

 کدام شهر رکورددار مرگ‌های مشکوک است

 

 

ضرورت حفاظت از کودکان در فضاي اينترنت 

 

 

سن بلوغ و رشد از دیدگاه فلسفه تفسیری حقوق

 

 

ضعف‌های قانونی موجود در رابطه با کودک آزاری

 

 

جرائم اطفال و نوجوانان و راهكارهايي در جهت كاهش آن 

 

 

سن مسئوليت كيفري اطفال در مقررات حقوق داخلي و بين الملل

 

 

برسی حقوق و مسايل حقوقي كودك آزمايشگاهي در نظام حقوقي ایران

 

 

بررسی جنون از منظر قانون و روانپزشکی و مسئولیت کیفری مجانین ج

 

 

اشتباه در قتل؟

 

جرم چیست ؟

 

جرم شناسي

 

قتل ناشی از اشتباه

 

سرقت ؟

 

مسئولیت جزایی اطفال

 

قصاص در حقوق ایران

 

بررسي فقهي و حقوقي محاربه وافساد في الارض

 

جايگاه دادستان در كشورهاي جهان و عرف بين الملل

 

دفاع مشروع از منظر حقوق بين الملل و اسلام

 

دفاع مشروع؛ شرايط و محدوديت ها

 

اقرار مبتنی بر شكنجه

 

بررسی احكام سقط جنین یا سقط حمل

 

سرقت حدی وتعزیری

 

قتل عمد شبه عمد و خطاي محض

 

آتانازی- قتل از روی ترحم Euthanasia

 

قتل در حكم شبه عمد در قانون مجازات اسلامي

 

عنف و اکراه

 

جعل

 

سرقت مال مشاع

 

شناخت جرم کلاهبرداری

 

اشتباه در قتل

 

كلاهبرداري

 

رابطه نامشروع

 

ارتداد در نظام حقوقی ايران

 

سن اعدام و قوانين موجود

 

مقایسه دعوای تصرف عدوانی مدنی و تصرف عدوانی کیفری

 

فرزندکشی

 

بررسى تفاوت اجراى حکم قصاص در مورد زن و مرد

 

قتل در فراش در حقوق موضوعه ایران

 

قتل غیرعمد و چند سوال و جواب

 

بازداشت موقت در سيستم قضايي جمهوري اسلامي ايران و انطبا

 

آزارهای جنسی زنان و انواع آن

 

وجوه افتراق جرایم کلاهبرداری، خیانت در امانت و سرقت تعز ...

 

تاثیر گذشت زمان بر جرایم تعزیری

 

جرائم قابل گذشت و غیر قابل گذشت و آثار آن

 

اثبات جرائم منافی عفت

 

اقرارشرایط مقر و اقرار

 

اهليت شاكي خصوصي در جرايم منافي عفت

 

قاعده لوث و قسامه( 14 نكته تطبيقي قسامه )

 

تحصیل مال از طریق نامشروع

 

شرايط و مجازات معاونت در جرم

 

جهل به قانون رافع مسئولیت!

 

جنون در قانون مجازات اسلامی جدید

 

انواع مجازات در قانون جديد مجازات

 

تغييرات دفاع مشروع در قانون جديد

 

قواعد مربوط به تعدد جرم در قانون جديد مجازات اسلامي

 

صلاحیت در امور کیفری

 

گردشگری جنسی در اينترنت

 

قسامه , تعدد افراد یا تكرار قسم؟

 

جرم پولشویی

 

تکالیف قضات اجرای احکام بر اساس قانون جدید مجازات اسلامی

 

عناصر تشکیل‌‌دهنده جرایم مرتبط با مواد مخدر

 

اما و اگر های بازداشت موقت

 

قسامه و شرایط اجرای آن

 

افساد في الارض از ديدگاه قرآن و روايات و عقل

 

توبه و نقش آن در سقوط مجازات از ديدگاه حقوق جزاي اسلامي

 

گذشت متضرر از جرم و آثار آن

 

قاعده حرز در سرقت مستوجب حد

 

مسئوليت مدني سبب مجمل

 

بررسي و مطالعه ي ترك فعل منجر به قتل از ديدگاه حقوقي و فقهي

 

قاعده قبح عقاب بلابيان و مقايسه آن بااصل قانونى بودن مجازات

 

چرا محكومان مالي بايد به زندان بيفتند؟

 

اصل قانونی بودن جرم و مجازات

 

اصل برائت و آثار آن در امور کیفری

 

سابقه رسیدگی به جرایم مشمول مجازات صلب و مقام صالح به رسیدگی

 

جرم تهدید

 

حالت خطرناک

 

دفاع مشروع در حقوق جزايي ايران

 

بررسي تطبيقي اختلاس و تصرف غير قانوني درحقوق كيفري ايران

 

نسخ در قوانين

 

طريقه كشف جعل در عصر حاضر

 

جرم چیست و مجرم کیست

 

عناصر تشکیل‌‌دهنده جرایم مرتبط با مواد مخدر

 

تاثیر علم قاضی در صدور رای کیفری

 

تاثیر علم قاضی در صدور رای کیفری

 

نقش باورهای دینی در پیشگیری از جرم

 

گذشت متضرر از جرم و آثار آن

 

تبيين جايگاه جرم و مجرم در نصوص اسلامي

 

شناخت‏ بزهكارى و سياست جنايى

 

تورم جزايى و پيامدهاى آن

 

گردشگری جنسی در اينترنت

 

به دست آوردن مالی از طریق تحصیل نامشروع

 

نوآوری‌های لایحه آیین دادرسی کیفری

 

تاثیر علم قاضی در صدور رای کیفری

 

اصول بنیادین در دادرسی اسلامی

 

نگاهی به لایحه جدید آیین دادرسی کیفری

 

برخورد قانون با توقیف و حبس غیرقانونی

 

صلاحیت عام مراجع دادگستری در برابر صلاحیت مراجع غیر دادگستری

 

حقوق دادخواهي و دفاع در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

 

 


تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 511
نویسنده : biglawyer

با ملاحظه وضع كارگران در زمان انقلاب صنعتيٍ، مشاهده مي شود كه امنيت و ثبات شغلي آنها به شدت در خطر بوده است و رابطه كارگر بر پايه اصل « حاكميت اراده » و« آزادي قردادها » مبتني بود. و اين ديدگاه خصوصي و قراردادي محض و مبتني بر اقتصاد بازار آزاد، منجر به يك رابطه نا متعادل بين آنها و در نتيجه برتري كارفرما بركارگر و استثمار اين قشر عظيم جامعه شد.

از اينجاست كه حقوق كار با فلسفه حمابت از طبقه كارگر و به خاطر دخالت دولت در جهت ايجاد تعادل و از بين بردن « نا برابريها » به وجود آمد تا با تدابير لازم، گامهايي در جهت ثبات و امنيت شغلي كارگران بردارد. و به تدريج و با وضع قواعد و مقررات و ضمانت اجراهاي لازم، آن را عملي و تضمين نمايد. وآنچه كه هم اكنون تحت عنوان قانون و مقررات بين كارگران و كارفرمايان حكمفرماست، حاصل اين تلاشها مي باشد.

لذا ماهيت « حمايتي يودن » قانون كار ايجاب مي كند كه براي امنيت شغلي كارگران حداقل ها يي را مشخص كرده و تجاوز به آنها را (كه از حقوق بنيادين و اساسي هر فرد محسوب مي شود) منع كند. و به خاطر اهميت زياد « امنيت شغلي كارگران » در اسناد بين المللي و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و قانون كار كشورمان، بدان اشاره شده و براي آن ضمانت اجراهاي خاصي در نظر گرفته شده است:

چنانچه سازمان بين المللي كار( ILO ) به عنوان يك سازمان بين المللي برتر، در رابطه با اين موضوع تاسيس شده است. وتاكنون اقداماتي را ( از جمله تصويب مقاوله نامه ها و توصيه نامه ها ) جهت تغيير و تحول در حقوق كار و قانون كار درسطوح بين المللي انجام داده است. و درقانون اساسي كشورمان اصولي ( از جمله در اصل 22، در بند ج قسمت 6 اصل دوم و در قسمت 4 اصل 43 ) و يا در قانون كار سال 1369، (در فصل دوم ، مواد 7 تا 32)، به مسئله امنيت شغلي افراد از جمله كارگران اشاره شده است .

حال با مطالعه اسناد بين المللي ( از جمله ILO ) و قوانين اساسي و عادي مربوط به امنيت شغلي مي توان فهميد كه امنيت شغلي علاوه بر جنبه هاي فردي آن، دارايجنيه اجتماعي نيز مي باشد. و تامين يا عدم تامين آن مي تواند بر جامعه اثرات سازنده و يا بر عكس ( مخرب ) داشته باشد. يعني اينكه امنيت شغلي كارگران ( به عنوان قشر عظيم جامعه) ، به امنيت اجتماعي جامعه كمك كرده و صلح و آرامش را براي جامعه به ارمغان مي آورد.

درك بهتر اين نكته زماني روشن مي شود كه ببينيم عدم تامين امنيت شغلي چه آثاري براي جامعه بر جاي مي گذارد. و در نتيجه آن ، بيكاري و نارضايتي آنها مي تواند چه پيامدهايي براي اجتماع داشته باشد .

از اينجاست كه اين مسئله خصيصه اجتماعي پيدا مي كند و مي تواند بر مسائل اقتصادي و حتي سياسي تاثير بگذارد و لذا هميشه مسئله  كارگران و امنيت شغلي آنها مورد توجه دولتها بوده است.

چنانچه تامين طبقه كارگر و رضايت خاطر آنها ، آرامش را در جامعه در پي دارد. و نا رضايتي آنها و نا كامي آنان در براوردهن خواسته هاي اجتماعي و شغلي منجر به اعتراض و شورش آنها مي شود و مي تواند آثارمنفي بر آرامش امنيتي و نظم عمومي بگذارد، و حتي بي ثباتي اقتصادي و سياسي و سقوط دولت ها را نيز به همراه داشته باشد.

بنا بر اين عدم تامين امنيت آنها مي تواند از نظر اقتصادي ، سياسي، اجتماعي و رواني براي جامعه خطرناك باشد و چه بسا اعتراض ها و اعتصاب ها جامعه را با چالش جدي مواجه ساخته و نا امني ايجاد كند.

در نتيجه مي توان گفت كه مقوله « امنيت شغلي » به عنوان خط قرمز حقوق كار و قانون كار به شمار مي آيد. و نبايد متعرض آن شد و اگر در انديشه اشتغال زايي و افزايش توليد و سرمايه گذاري باشيم، بايد با اصلاح ساختارهاي نامناسب و سياست هاي غلط وبا ارائه راهكارهاي منطقي و مقعول به آن دست يابيم، نه با قربا ني كردن يك حق اساسي و يك قاعده مهم ( امنيت شغلي ) كه دغدغه طيف گسترده اي از جامعه را تشكيل مي دهد.

 

بنا براين اميد آن مي رود كه هر وقت مسئولين محترم دولت و نمايندگان محترم مجلس در صدد اصلاح قانون كار برآيند، با در نظر گرفتن فلسفه حمايتي قانون كار، اين نكته را مد نظر داشته باشند كه براي اشتغال زايي كارگران و ديگر افراد جامعه به فكر راحل هاي منطقي باشند تا تصميمات آنها با اصول بنيادين و مهم حقوق كار ( از جمله امنيت شغلي ) در تعارض نباشد .چون كه با درنظر نگرفتن اين اصول نتيجه عكس به جاي خواهد آمد.

لذا پيشنهاد مي شود كه در اصلاح قانون كار، نواقص آن را بخصوص موادي كه متعارض با فلسفه حمايتي قانون كارمي باشند(از جمله ماده 7 و تبصره 2 آن)،اصلاح و تكميل نموده و با اين اقدام ،كارآيي اين قانون را بالا ببرند.

 

 


 

 

منابع   :  

 

1- برنامه امنيت اجتماعي -اقتصادي سازمان بين المللي كار (ILO  ) ،اداره كل امور بين المللي سازمان تامين اجتماعي،بهمن 1383.

 

2- عراقي، سيد عزت االله ،حقوق كار، جلد اول،چاپ چهارم،انتشارات سمت،تابستان 84.

 

3- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .

 

4- قانون كار جمهوري اسلامي ايران .

 

5- هاشمي،سيد محمد، نگرشي برقانون جديد  كار جمهوري اسلامي ايران، ضميمه مجله تحقيقات حقوقي دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي، شماره9،1370 .


تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 603
نویسنده : biglawyer
۱ دانلو کتابچه آمادگی برای مطالعه دانلود
۲ دانلود کتابچه عوامل کاهنده روحیه دانلود
۳ دانلود کتابچه برنامه ریزی برای آزمون و پیشرفت دانلود
۴ دانلود کتابچه دلایل عدم پیشرفت در مطالعه دانلود
۵ دانلود کتابچه برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت دانلود
۶ دانلود 160 نکته در مدیریت زمان و ... دانلود
۷ دنلود کتاب فالون دالفا برای پیشرفت بیشتر دانلود
۸ دنلود کتابچه فرصتی برای ارزیابی و بازنگریدر روند مطالعه برای آزمون دانلود
۹ دانلود کتابچه استفاده از توانایی در مطالعه دانلود
۱۰ دانلود کتابچه نقش باورها و تفکرمنطقی در برابر آزمون ها دانلود
۱۱ دانلود کتابچه اصول اساسی مطالعه دانلود
۱۲ دانلود کتابچه روند ادامه مطالعه وبرنامه ریزی برای آزمون ها دانلود
۱۳ دانلود کتابچه روشهای کنترل اضطراب در آزمون وکالت و ارشد حقوق دانلود
۱۴ دانلود کتابچه روز آزمون چگونه باشیم دانلود
۱۵ دانلود کتابچه تمرکز حواس و آمادگی برای آزمون دانلود
۱۶ دانلود کتابچه نقش والدین در آزمون   دانلود

 

 

منبع : سایت  http://dad-law.blogfa.com/page/law12


تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
بازدید : 662
نویسنده : biglawyer

 

اعتبار اسنادي چيست؟

قراردادهای لیسانس

 

 


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران